تبليغاتX
لطفا با لبخند وارد شوید.

لبخند بزن و بیا تو

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما ،‌اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو ، دروغ
که فریبی تو. ، فریب
قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای
راستی ایا رفتی با باد ؟
با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای
راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خکستر گرمی ، جایی ؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم میگریند

 

هرچی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن

هرچی صادق تر باشی بیشتر بهت دروغ میگن

هرچی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلند

هرچی قلبتو آسونتر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن

و اگر بدونند که منتظری و بهشون احتیاج داری اندازه یه دنیا ازت فاصله می گیرند


+ تاريخ جمعه بیستم آبان 1390ساعت 15:56 نويسنده behnaz |

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

 

+ تاريخ جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 17:7 نويسنده behnaz |

 

 

بر روی لینک زیر کلیک کنید

 دوباره سلااااااااااام به کسانی که لبخند میزنند و وارد وب من میشوند اینا گفتم به بعضی هایی که با قر عصبانیت وارد میشوند. راستی .... حالتون چطوره ؟؟؟ ...منم خوبم یعنی خیلی خیلی خیلی خوبم ......منم خوبم یعنی خیلی خیلی خیلی خوبم ..

                    

نایت اسکین

 

حرف دلم (به بعضی ها) من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزونه دله منو من خودم هستم و... تنهایی و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزه(دیگه در این دنیا باید الکی و دروغی لبخند زد)

 

 نایت اسکین

 

دست بردار

بگذار جادوی خیالت

تب تنهایی ام را فروکش کند

کبوتر شده ام

سمت مهربانیت

آسمان قصه می شود

پرواز را در بیکرانهای دور

بامدادان باران خورده ی حضورت

روایتگر بیداری خورشیداست و

شامگاهانِ ،

بیقراری ستار ه ها درسوگ محبوبه های شب

رویاهایم را

 به کابوسهای شبانه بدل می شود

پاییز

شکوهمند ترین حادثه روزگار است و

دلهره هایی برای هیچ

که

ته نشین شده اند

در روزهایی نیامده تر از فردا

قــد همین بهانه های هرروزه

نامت را

شاعــر می شوم...

 

يک برگ ديگر از تقويم عمرم را پاره ميکنم

امروز هم گذشت

با مرور خاطرات ديروز

با غم نبودنت

و سکوتی سنگين

و من شتابان در پی زمان بی هدف فقط ميدوم

ميان کوچه های تاريک غربت و تنهايی صدای قدمهايت را می شنوم اما تو نيستی

فقط صدايی مبهم

تو رفتی و خورشيد را هم بردی

و من در اين کوچه های تنگ و تاريک سرگردانم و منتظر

 

 

نایت اسکین

 

    

بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه!

اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره!

اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه!

اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه!

اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه!

اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست!

اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه!

اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود!

اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار!

 اگه آروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده!

 اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه!

 اگه خواستگارو رد کنه مي گن يکي رو زير سر داره!

اگه حرف شوهرو پيش بکشه مي گن سر و گوشش مي جنبه !

اگه به خودش برسه مي گن دلش شوهر مي خواد مي خواد جلب توجه کنه !

 اگه............

چکار کنه بميره خوبه؟(خدانکنه)

               
 نایت اسکین
 
 

1- مي دونين فرق خانمها با آهن ربا چيه؟..... آهن ربا حداقل يک روي مثبت داره

2- خانمها مثل راديو هستند..... هر چي ميخوان ميگن ولي هر چي بگي نمي شنوند

3- خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد ديگه بايد سيم تلفن را بريد

4- خانمها مثل رعدوبرق هستند ..... اول برق چشماشون ميرسه بعد رعد صداشون

5- خانمها مثل ليمو شيرين هستند..... اول شيرين هستند ولي بعد تلخ ميشن

6- خانمها مثل گچ هستند ..... اگه چند دقيقه مدارا کنيد چنان سفت و سخت ميشن که ديگه حالتي نمي گيرند.

7- خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال يکبار عدد سنشون صفر ميشه

8- چرا خانمها نمي توانند نقشه بخوانند/ ..... براي اينکه فقط ذهن مرد هستش که ميتونه تجسم و درک کنه که يک کيلومتر با يک سانتي متر نشون داده شده

9- خانمها مثل اينترنت هستند.... از هر موصوعي بک فايل اطلاعاتي دارند

10- خانمها مثل فلزياب هستند ..... از نزديک طلافروشي که رد ميشن عکس العمل نشان ميدن

 

به وقت لبخند تو

خورشید

رختهایش را

 پهن کرده بود،

                   توی آفتاب گیرها

ساعت به وقت لبخند تو بود

که

خواب نیمروز زمستانی را

هیچ می کرد.

از دور دستهای خیال ِ

قهرمان داستان ماکسیم گورکی*

تا کلمات عاشق

شعرهای احمد رضا احمدی*

فاصله

            فقط

                      یک نگاه تو بود

اندیشه ام در گذر از اواز گنجشکهاست

که دوباره گم ات می کنم

                         درهاله ای از کلمات موزون

نخواه

این شعر

دوباره ناتمام بماند..

 

*آن هنگام،"عاشقی بود که دیر به مسافرخانه امده بود" از مجموعه شعرهای احمد رضا احمدی را می خواندم و"دوران کودکی" نوشته ماکسیم گورکی را. 

سال و سالیان لبخند.. موفقیت .. عشق وشادمانی برایتان

آرزو می کنم..امید خداوندگار باران و بهار

بهترینها را برایتان مقرر فرماید.

 

حواست به پاییز باشدنایت اسکین

هنوز

چند خطی از باران مانده...

***

 

فقط به اندازه آواز گنجشکها

فرصت دارم

تا خزان را

براین دریچه هایی که سوره ی خورشید را

بر گلهای قالی خوانده اند

شعر شوم

زمستانی که تعبیر خواب بنفشه هاست

تمام تنهایی تاریک

این روزهای سالخورده را

استتار کرده است..

» باالهام از شاعرانگی بزرگی که  در همین حوالی ها شعری نگاشته بود..خدایش بیامرزاد..

»   متولد می شوم باباران..از کرانه های آبی دریا و آواز شالی ها ...با لبخند خورشید برپاییزی که خمیده می رود روزهارا...

 

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

               

هنوز نمی دانستم  تو را تصویر کردن

واژه های شیک و پیک می خواهد

که دیگر

پا توی خوابهایم نگذاشتی

و هرچه لبخند داشتی

جمع کردی از تمام خاطراتم

 باورم می شود

شعر هرچه باشد

باید کلماتی را بیاورد که

کراوات می گذارند  و لبخند می زنند

وقتی قراراست

اسمی از تو برده شود...

وامروز دریافتم

پیراهن یکی از کلماتم

بوی ادکلنی را میدهد که

تو زده ای!

   

    نایت اسکین

      

         شاعر زن:

    به نام خدایی که زن آفرید
  حکیمانه امثال من آفرید

  خدایی که اول تو را از لجن
   و بعداً مرا از لجن آفرید!

   برای من انواع گیسو و موی
 برای تو قدری چمن آفرید!

 مرا شکل طاووس کرد و تو را
شبیه بز و کرگدن آفرید!

به نام خدایی که اعجاز کرد
مرا مثل آهو ختن آفرید

تو را روز اول به همراه من
رها در بهشت عدن آفرید

ولی بعداً آمد و از روی لطف
مرا بی کس و بی وطن آفرید

خدایی که زیر سبیل شما
بلندگو به جای دهن آفرید!

وزیر و وکیل و رئیس ات نمود
مرا خانه داری خفن! آفرید

برای تو یک عالمه كیس خوب
شراره، پری، نسترن آفرید

برای من اما فقط یک نفر
براد پیت من را حَسَنْ آفرید!

برایم لباس عروسی کشید
و عمری مرا در کفن آفرید

نایت اسکین
پاسخ شاعر مرد:

به ‌نام خداوند مردآفرین
که بر حسن صنعش هزار آفرین

خدایی که از گِل مرا خلق کرد
چنین عاقل و بالغ و نازنین

خدایی که مردی چو من آفرید
و شد نام وی احسن‌الخالقین

پس از آفرینش به من هدیه داد
مکانی درون بهشت برین

خدایی که از بس مرا خوب ساخت
ندارم نیازی به لاک، همچنین

رژ و ریمل و خط چشم و کرم
تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین

دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست
نه کار پزشک و پروتز، همین!

نداده مرا عشوه و مکر و ناز
نداده دم مشک من اشک و فین!

مرا ساده و بی‌ریا آفرید
جدا از حسادت و بی‌خشم و کین

زنی از همین سادگی سود برد
به من گفت از آن سیب قرمز بچین

من ساده چیدم از آن تک‌ درخت
و دادم به او سیب چون انگبین

چو وارد نبودم به دوز و کلک
من افتادم از آسمان بر زمین

و البته در این مرا پند بود
که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین

تو حرف زنان را از آن گوش گیر
و بیرون بده حرفشان را از این

که زن از همان بدو پیدایشت
نشسته مداوم تو را در کمین

 

      نایت اسکین            

نایت اسکین

نایت اسکین                      

 

+ تاريخ سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 23:48 نويسنده behnaz |

خدا مشتي خاک را بر گرفت. مي خواست ليلي را بسازد، از عشق خود در آن دميد و ليلي پيش از آن که با خبر شود عاشق شد. اکنون سالياني است که ليلي عشق مي ورزد، ليلي بايد عاشق باشد. زيرا خداوند در آن دميده است و هرکه خدا در آن بدمد، عاشق مي شود.
ليلي نام تمام دختران ايران زمين است، و شايد نام ديگر انسان واقعي !!!!
ليلي زير درخت انار نشست، درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ ،گلها انار شدند، داغ داغ، هر اناري هزار دانه داشت. دانه ها عاشق بودند، بي تاب بودند، توي انار جا نمي شدند. انار کوچک بود، دانه ها بي تابي کردند، انار ناگهان ترک برداشت. خون انار روي دست ليلي چکيد. ليلي انار ترک خورده را خورد ، اينجا بود که مجنون به ليلي اش رسيد.
در همين هنگام خدا گفت: راز رسيدن فقط همين است، فقط کافيست انار دلت ترک بخورد.
خدا انگاه ادامه داد: ليلي يک ماجراست، ماجرايي آکنده از من، ماجرايي که بايد بسازيش.
شيطان که طاقت ديدنه عاشق و معشوقي را نداشت  گفت: ليلي شدن ، تنها يک اتفاق است، بنشين تا اتفاق بيفتد.
آنان که سخن شيطان را باور کردند، نشستند و ليلي هيچ گاه اتفاق نيفتاد.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com
اما مجنون بلند شد، رفت تا ليلي اش را بسازد ...
خدا گفت: ليلي درد است، درد زادني نو، تولدي به دست خويشتن است
شيطان گفت: آسودگي ست، خيالي ست خوش.
خدا گفت: ليلي، رفتن است. عبور است و رد شدن.
شيطان گفت: ماندن است و فرو در خويشتن رفتن.                                  
خدا گفت: ليلي جستجوست. ليلي نرسيدن است و بخشيدن.
شيطان گفت: ليلي خواستن است، گرفتن و تملک  کردن
خدا گفت: ليلي سخت است، دير است و دور از دسترس است
شيطان گفت: ساده است و همين جا دم دست است ...
و اين چنين دنيا پر شد از ليلي هايي زود، ليلي هاي ساده ي اينجايي، ليلي هايي نزديک لحظه اي.
خدا گفت: ليلي زندگي است، زيستني از نوعي ديگر


چون سخن خدا بدينجا رسيد ، ليلي جاوداني شد و شيطان ديگر نبود.
مجنون، زيستني از نوعي ديگر را برگزيد و مي دانست که ليلي تا ابد طول مي کشد. ليلي مي دانست که مجنون نيامدني است، اما ماند، چشم به راه و منتظر، هزار سال.
ليلي راه ها را آذين بست و دلش را چراغاني کرد، مجنون نيامد، مجنون نيامدني است.
خدا پس از هزار سال ليلي را مي نگريست، چراغاني دلش را، چشم به راهي اش را...
خدا به مجنون مي گفت نرود و مجنون نيز به حرف خدا گوش مي داد.
خدا ثانيه ها را مي شمرد، صبوري ليلي را.
عشق درخت بود، ريشه مي خواست، صبوري ليلي ريشه اش شد. خدا درخت ريشه دار را آب داد، درخت بزرگ شد، صدها  شاخه، هزاران برگ، ستبر و تنومند.
سايه اش خنکي زمين شد، مردم خنکي اش را فهميدند، مردم زير سايه ي درخت ليلي باليدند.
ليلي هنوز هم چشم به راه است چراکه درخت ليلي باز هم  ريشه مي کند.
خدا درخت ريشه دار را آب مي دهد.
مجنون نمي آيد، مجنون هرگز نمي آيد. مجنون نيامدني است، زيرا که درخت باز هم ريشه مي خواهد.
ليلي قصه اش را دوباره خواند، براي هزارمين بار و مثل هربار ليلي قصه باز هم مرد. ليلي گريست و گفت: کاش اين گونه نبود.
خدا گفت : هيچ کس جز تو قصه ات را تغيير نخواهد داد ،ليلي! قصه ات را عوض کن.
ليلي اما مي ترسيد، ليلي به مردن عادت داشت، تاريخ هم به مردن ليلي خو گرفته بود.
خدا گفت: ليلي عشق مي ورزد تا نميرد، دنيا ليلي زنده مي خواهد.عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی
ليلي آه نيست، ليلي اشک نيست، ليلي معشوقي مرده در تاريخ نيست، ليلي زندگي است.
          ليلي! زندگي کن
اگر ليلي بميرد، ديگر چه کسي ليلي به دنيا بياورد؟ چه کسي گيسوان دختران عاشق را ببافد؟
چه کسي طعام نور را در سفره هاي خوشبختي بچيند؟


 چه کسي غبار اندوه را از طاقچه هاي زندگي  بروبد؟ چه کسي پيراهن عشق را بدوزد؟
ليلي! قصه ات را دوباره بنويس.
ليلي به قصه اش برگشت.
اين بار نه به قصد مردن، بلکه به قصد زندگي.
و آن وقت به ياد آورد که تاريخ پر بوده از ليلي هاي ساده ي گمنام و ..
..

 *****************************************

***************************************** نایت اسکین                  

    نایت اسکین

نایت اسکین

 نایت اسکین

نایت اسکین

نایت اسکین

 

 

 

+ تاريخ یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 12:8 نويسنده behnaz |

کد آهنگ شادمهر عقیلی
تقدیر

خرید و فروش خودرو تبلیغاتقالب بلاگفا